تکلیف نوروزی ادبیات دانش آموزان سال دوم
تکلیف نوروزی ادبیات دانش آموزان سال دوم
1-با توجه به ابیات ، کدام واژه داخل کمانک ، درست معنی شده است؟
الف-زسهم نامش دست دبیر سست شود چو کرد خواهد برنامه؛ نام او عنوان ( سهم : ترس)
ب-معیار دوستان دغل روز حاجت قرضی برای تجربه از دوستان ( دغل : خسیس)
ج-ز رفتن چوگشتند یک سر ستوه یکی ژرف دریا از آن روی کوه ( ستوه : پشیمان)
د –چو زین سان به چنگ آمدش بارگی دل از غم بپرداخت یکبارگی ( بارگی : سوار کار )
2-با توجه به عبارت ( در هر کتاب ، پس از ستایش یزدان ، فصلی در نعت و منقبت برترین فرستاده او آمده است) معنای واژه ( منقبت ) چیست ؟
الف-ستایش ب- کار نیک ج- بزرگی د – پیامبری
3-شعر زیر از نظر ( نوع حماسه ) با کدام اثر هماهنگ است ؟
دلیری کجا نام او اشکبوس همی بر خروشید برسان کوس
بیامد که جوید ز ایران نبرد سر هم نبرد اندر آرد به گرد
بشد تیز رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آورد به ابر
الف- خاوران نامه ب- رامایانا ج – حمله حیدری د – انه اید
5-نوشته زیر را با مفهوم کدام بیت ؛ می توان پیوند زد ؟
( چون عمروبن لیث و اسماعیل سامانی به یکدیگر رسیدند ، مصاف کردند . اتفاق چنان افتاد که عمروبن لیث به در بلخ شکسته شد و هفتاد هزار سوار او همه به هزیمت رفتند و چون او را پیش امیر اسماعیل آوردند ، بفرمود تا او را به یوزبانان سپردند و این از عجایب روزگار است .
الف- اگر بر فرازی و گر در نشیب نباید نهادن سر اندر فریب
ب- گر نوازد فلکت غره مباش از پی آن کش صعودی نبود کاو را نه هبوطی ز پی است
ج- شب تیره ، روز تیره ، ببین روزگار ما دل خسته ، بال بسته نظر کن به کار ما
د- روز خوش در زندگی هرگز نصیب ما نشد عمر در ماتم به سر بردیم چون شمع مزار
6- در کدام بیت ، شاعر برای بیان مقصود خویش ، آرایه های ( کنایه ، تلمیح و تشخیص ) را به کار بسته است ؟
الف- گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان بلا بگردد و کام هزار ساله برآید
ب- افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم زاری بر این سراچه ماتم نمی کنم
ج – خون فرهاد محال است که پامال نشود که به خون خواهی او بسته کمر هر رگ سنگ
د – گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد
7-در گزینه ...... آرایه ایهام دیده نمی شود ؟
الف – دور از تو نماند در جگر آب مرا از بس که دو چشمم گهر افشانی کرد
ب- به بوی زلف تو ، دم می زنم در این شب تار وگرنه چون سحرم ، بی تو یک نفس نرود
ج – هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب سر به بالین ابد باز تهد مست و خراب
د – فلک به موی سپید و تن تکیده ، مرا خواست که دوک و پنبه برازد به زال پشت خمیده